سلام شيدا..
بهتر كه نيومدي...يه حمام خون راه افتاده بود كه نگوووووووووو....(خنده)
منم خودم به زحمت تونستم جون سالم در ببرم....
از هر طرف نارنجك و كوكتلمولوتو مي ريخت رو سرمون...
بهتر كه نيومدي...
متاسفانه ديگه شرم و حيا ديگه جايي خبري نيست...
زود برگشتم خونه...خيلي جو بدي بود.
تو كه خواهر نرفتي...