راستی امروز قرار بود بریم خونه خاله م اینا کمک یکم خونه رو مرتب کنیم واسه عروسی اخه هفته بعد از شنبه تا سه شنبه افتادیم بخور بخور. دیدم اصلا حالش نیست خودمو زدم به خواب مامانم هر چی گفت پسر پاشو مگه قول ندادی بری کمکشون جارو مارو کنی.:biggrin:
منم خودمو زدم به خواب گفتم برید حالا شاید خودم اومدم...