به دوستم که سر میزدم یکی دو بار خواهرش اومد دم درب و درب را باز کرد و من با دیدنش فهمیدم نیمه گمشده من همینه
به مادر گفتم و فهمیدم که از اقوام دور خودمونه
هم خودش عالی بود و هم خانواده خوب بودن
قرار شد بریم خواستگاری که من متوجه شدم هفته قبل یه نفر به خواستگاری این دختر رفته
مادر و خواهر و بقیه...