نتایح جستجو

  1. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  2. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  3. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  4. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  5. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  6. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  7. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  8. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  9. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  10. A.mohsenzadeh

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر...

    در راهی بی نور قدم می گذارم قدم هایی کوتاه نا مطمئن جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم...
  11. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  12. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  13. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  14. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  15. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  16. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  17. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  18. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  19. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
  20. A.mohsenzadeh

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین...

    می نویسم از تو از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که...
بالا