نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم خون بود شرابی که زمینای تو خوردم غم بود نشاطی که به دوران تو کردم سلام به همه شب نشینان کرسی نشین یه چایی اینجا پیدا میشه من بخورم
  2. محـسن ز

    [IMG]

    [IMG]
  3. محـسن ز

    خدارو شکر که دادش به این خوبی داری خوشحالم انشالله که سایه اش همیشه رو سرت باشه خب حس ششم این...

    خدارو شکر که دادش به این خوبی داری خوشحالم انشالله که سایه اش همیشه رو سرت باشه خب حس ششم این جوری گفت
  4. محـسن ز

    نه خدایش چقدر نق میزنه تا میرسونت یا از خودت کوچک تره یا متاهل هست درسته

    نه خدایش چقدر نق میزنه تا میرسونت یا از خودت کوچک تره یا متاهل هست درسته
  5. محـسن ز

    بیا درستش کن ما اصل امنیت اجتمایی هستیم اصلا بنیاد گذار شورای امنیت ما بودیم حالا این جور غریب...

    بیا درستش کن ما اصل امنیت اجتمایی هستیم اصلا بنیاد گذار شورای امنیت ما بودیم حالا این جور غریب اینجا افتادیم بیچاره دادش به خاطر تو باید کرمان نوردی کنه
  6. محـسن ز

    اوه پنج شنبه که پوستت کنده میشه بعدا ساعت چند میری تا 8 اونجا باشی خودت ماشین داری

    اوه پنج شنبه که پوستت کنده میشه بعدا ساعت چند میری تا 8 اونجا باشی خودت ماشین داری
  7. محـسن ز

    مگه من چکار کردم فقط هشدار دادم ای بابا پیر که باشن بهتره تجربه دارن اونم فارغ از ایتالیا اون...

    مگه من چکار کردم فقط هشدار دادم ای بابا پیر که باشن بهتره تجربه دارن اونم فارغ از ایتالیا اون درس صبح زود رو حذف کردی که یه شب بیشتر نیستی
  8. محـسن ز

    تو که اینقدر ترسو نبودی نترس نمیاد فعلا خوابگاه خوبه راحت هستی استاداش چطورن درحد قابل قبول هستن

    تو که اینقدر ترسو نبودی نترس نمیاد فعلا خوابگاه خوبه راحت هستی استاداش چطورن درحد قابل قبول هستن
  9. محـسن ز

    خب خدارو شکر پس راه افتادی نه چرا بچه بترسونم مگه چند روز پیش بلوچستان نبود بمب تر کوند این همه...

    خب خدارو شکر پس راه افتادی نه چرا بچه بترسونم مگه چند روز پیش بلوچستان نبود بمب تر کوند این همه بیچاره رو کشت نزدیک شده حواست باشه
  10. محـسن ز

    سلام آبجی کوچکه خوبی رفتی سر کلاس خوشحالم که سالمی بم چه خبر بود عبد المالک اون ورا نبود

    سلام آبجی کوچکه خوبی رفتی سر کلاس خوشحالم که سالمی بم چه خبر بود عبد المالک اون ورا نبود
  11. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    ممنون سرمد جان شما همیشه به این تالار لطف دارید شما هم خسته نباشید نوشته های شما همیشه از پر بار ترین نوشته های تالار بوده و هست
  12. محـسن ز

    دلم هوای سفر دارد غزلوارهای چشمانت را به بازویم ببند تا انبوهی برف را نایستم ممنون ممول جان

    دلم هوای سفر دارد غزلوارهای چشمانت را به بازویم ببند تا انبوهی برف را نایستم ممنون ممول جان
  13. محـسن ز

    کوچه های تنهایی

    رفیق راهی و از نیمه راه می گویی وداع با من بی تکیه گاه می گویی میان اینهمه آدم میان اینهمه اسم همیشه اسم مرا اشتباه میگویی به اعتبار چه آیینه ای عزیز دلم به هر که می رسی از اشک و آه می گویی دلم به نیم نگاهی خوش است اما تو به این ملامت سنگین نگاه می گویی هنوز حوصله ی عشق در رگم جاری ست...
  14. محـسن ز

    فراق یار

    هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است زانک پیش هرکسی راز دلم بگشاده است کارم از دست سر زلف تو در پای اوفتاد چاره کارم بساز اکنون که کار افتاده است هر زمان از اشک میگون ساغرم پر می‌شود خون دل نوشم تو پنداری مگر کان باده است بیوفائی چون جهان دل بر تو نتوانم نهاد ای خوشا آنکس که او دل بر جهان...
  15. محـسن ز

    كوي دوست

    همیشه عصر ، کنار درخت بید بلند نگاه کن به من و بعد موزیانه بخند بخند مثل لویزان ، بخند تا تجریش نیاوران تن ات را برقص تا دربند درخت ها همگی شاهد اند وقتی باد به روسری سیاه تو می زند ترفند شنیده ام که در آنسوی شهر ، شاعر ها برای تو غزل عاشقانه می گفتند تو نیستی و همین وَهم می کُشد من را...
  16. محـسن ز

    غزل و قصیده

    چه نا اميد و خسته ام از اين فضاي لعنتي كسي نفس نمي كشد در اين هواي لعنتي نشسته اند در كمين، گلوي اعتراض را تفنگ هاي آهني فشنگ هاي لعنتي همیشه موقع غروب دلم چه تنگ می شود براي جرعه اي شراب و يك صفاي لعنتي فكوس كرده اي مرا درون لنز بي كسي بگير عكس تازه اي از اين نماي لعنتي نشسته ام درون خود...
  17. محـسن ز

    شعر نو

    واین جنس از باران واین جنس از باران گرم نخواهی شد واین از جنس ابر تورا گرم نخواهد کرد از انجماد پلک هایت شروع خواهد شد وتو......... خواهی گریخت از باران های سیاه در بادهای سیاه..... ودر انجماد قلبت به ناگزیر سنگی سیاه را بر خود خواهی کشید گفته بودمت: لحاف آسمان را کنار باید زد وپارا از گلیم...
  18. محـسن ز

    قربونت جاوید جان شبت بخیر

    قربونت جاوید جان شبت بخیر
  19. محـسن ز

    به به جاوید خان گل خوبی چه خبر بوشهر هوا چطوره خوبه بابا کلی کلاس گذاشتی عکس خودتو گذاشتی نکن...

    به به جاوید خان گل خوبی چه خبر بوشهر هوا چطوره خوبه بابا کلی کلاس گذاشتی عکس خودتو گذاشتی نکن اینکارو دخترا میبرنت
  20. محـسن ز

    سلام آبجی للو ها حتما ایکار رو بکن من اوستام توی این زمینه یعنی با امید ترین ادم باشی کاری...

    سلام آبجی للو ها حتما ایکار رو بکن من اوستام توی این زمینه یعنی با امید ترین ادم باشی کاری میتونم بکنم به مرگ راضی شوی نه بدون شوخی اگه من بتونم کاری بکنم دریغ ندارم
بالا