نتایح جستجو

  1. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    آفرین خوبه عزیزدلم وای خدا یعنی تو چه شکلی هستی سودی جوونم؟
  2. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    نکن سیا خوب چیکارش داری به فنچامم غذا دادم
  3. A N A H I T A

    [IMG]

    [IMG]
  4. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    نه نزن سینا رو ریحانه گناه داره صبح تا حالا بیداره خستست!
  5. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    قلبون مهندس نفت خانم به افتخارش نگو چخالت میکشم مرسی سودی عشخم:gol:
  6. A N A H I T A

    وای عزیزم خودت گلی

    وای عزیزم خودت گلی
  7. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اومدم بازم:D
  8. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    شوخی میکنماااا مخصوصا باتو که خیلی حساب شوخی دارم سیاوشی. برو غذا بخور منم برم بچه ها.حالم چندان جالب نیست.فعلا.;)
  9. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    فدددددددددددات
  10. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره همونم نه بابا کجام قشنگه اخم کردم سر اینکه با اون پسر روبروییا دعوام شده بود! عین بچه ساواش می مونم!:biggrin:
  11. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام عزیزم خوبی؟
  12. A N A H I T A

    نه قربونت چه جسارتی. مواظب خودت باش.;) خیلی هم خوش گذشت واسه عکساهم ممنون داداش[IMG]

    نه قربونت چه جسارتی. مواظب خودت باش.;) خیلی هم خوش گذشت واسه عکساهم ممنون داداش[IMG]
  13. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    با اون کاپشن خردلی دوست بودم از اون راه راهیا و چهارخون متنفر بودم اون چشم درشته هم به زور جاش دادن اون پایین تو کالسکه! میدون امامه سوار اسبیم!
  14. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    از دست تو سیاوش این سینا و سیاوش نباشن تو تالار ما به کی بخندیم حالا!
  15. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    فدات شم عزیزم.
  16. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مرسی چشمات ناز میبینه سینایی این هم اون عکسم با بچه های مهد کودک:D http://www.aksup.ir/images/k9g3u1c00bkzm2ila0em.jpg
  17. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خیکی بودم واسه خودم عین بچه خرس!:biggrin:
  18. A N A H I T A

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    این عکسم همیشه تو مغازه بابابزرگم بود بابابزرگم عینک سازی داشت! وقتی فوت کرد داییم اومد عکسو داد به من اما وقتی بابابزرگم زنده بود هیچ کس جرات نداشت دست به قاب عکس من بزنه تو مغازه!
بالا