شاعران دروغ میگویند
باران اصلا شاعرانه نیست
آنها، هی تبلیغ میكنند زیر باران برویم
و خود مثل گربه، كنار شومینه میخوابند
دو هفته است بستری هستم
این باران لعنتی، شعرم را آبكی كرده!
اگر به شمال میآیید به جای دفتر شعر
چتر و پنكه و پشهبند بیاورید
و كمی سوژه برای تابلوهای ویلا
اینجا قورباغه هم...
خب هر چی میگم تو حرف خودتو میزنی
میگم چراغم روشنه
میگی خاموشه
میگم تو اون لیست سمت چپ هستی
میگی نیستم
اصلا نه تو این لیست هستی
نه چراغم روشنه
---------
اوهوم
همچنان ف ی لتره!