اگر آن طاير قدسي زدرم باز آيد
عمر بگذشته بپيرانه سرم باز آيد
دارم اميد بر اين اشك چو باران كه دگر
برق دولت كه برفت از نظرم باز آيد
آنكه تاج سر من خاك كف پايش بود
از خدا مي طلبم تا بسرم باز آيد
خواهم اندر عقبش رفت بياران عزيز
شخصم ار باز نيايد خبرم باز آيد
گر نثار قدم يار گرامي نكنم
گوهر جان به...