چقدر دلم برای آفتاب پاییز تنگ شده بود... برای این رنگ ها...برای این زرد...سرخ ها..سبز ها...نارنجی ها... وقتی که نم می خورند و آدم حس میکنه که کافیه یک کم با دست پس و پیشون کنه تا خدا را که پشتشون قایم شده رو ببینه..
به سراغ من اگر می آیید ،
پشت هیچستانم .
پشت هیچستان جایی است .
پشت هیچستان رگهای هوا ،
پر قاصد هایی است که خبر می آرند،
از گل واشده دورترین بوته خاک .
روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند .
پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است ؛
تا نسیم عطشی در بن برگی...
سلام یعنی من امروز نت نداشتمااااا:cry:
فقط سودی ویدایی سینایی سراغ گرفتن!;)
سیاوش هم که هیچی!:surprised:
فردا هم شاید نتم قطع باشه.
دلم واسه همتون تنگ شده!
اشکال سراسریه ها دست من نیست غر نزنین سرم:D
سلام سودی!
این نت من دیوونست یه وقت نگی بی ادبه ها من اون موقع کافی نت بودم!الان خونه نتم قاطی کرده دیوونه شدم.
پیام دادم بهت نیومده انگار!
فردا اگه وصل بود میام شاید 2روز قطع باشه!