یه سوتی دیگه تو تاکسی با همون رفیقم
منو دوستم عقب نشسته بودیم یه دختره دست بلند کرد خاست سوار شه چون من قدم بلنده خیلی سختمه وسط بشینم واسه همین اومدم بیرون دختره نشست وسط:eek::eek:(خیلی نامردی حامی) زمانی که خاست پیاده شه من درو باز کردم که اون بره اونم اعصابش از دست من خورد بود از اون ور...