من میتونم 100 تا ادم مثل تو رو بزارم تو جیب کوچیکه کیفم و حملش کنم .....
به مدیر جونم کار نداشته باش نفسمه ..... اصلا عشق منه .....
( این نوع شکلک ها رو از کجا میاری .... هر چی میگردم نیست )
من این چیزا سرم نمیشه .... تا آقای مدیر عامل جونم هست غمی نیست ........
جرات نداری رو من دست بلند کنی ............
دستتو بنداز پائین ..... منو میزنی ...منتظر باش چطوری میکشمت.........
ببخشیدا ...مدیر عاملمون بنده را خیلی هم قبول دارن ...یللللللللللللله ... خیلی هم بنده را دوست دارن
این رئیسم یکم تازه به دوران رسیده است واسه همین نمیشد باهاش کنار اومد ولی با چرب زبونی میشد اما من خوشم نمیاد ... آدم باید ابهت داشته باشه ...
من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد ....... حرف باید منطقی باشه ...
من همه کارامو به موقع انجام میدم ...فکر کردی چی؟
میتونی بیای اینجا از 50 نفر آدم بپرسی...همه منو قبول دارن ...
با رئیسم بحثم میشد ....همیشه حرف زور میزنه منم تو کتم نمیره ...در این راستا طبق صحبتهای رد و بدل شده بین جناب رئیس و مدیر عامل، جناب آقای مدیر عامل تصمیم گرفتن بنده جلو چشمشون باشم ..... و بنده را تحت نظر بگیرن .....
ای خداااااااااااااا
من سعی خودمو بکنم ولی باید تو این راه کمک کنید ...بابا دست تنها که نمیتونم ....
درضمن نگو نمیتونی کمک کنی که اولا باورم نمیشه دوما هنوز شمشیرم دستمه و بچه محلا منتظر