ئه یعنی همینو دوست داری؟
با احسان.........وای نی نی اگه بابا ناصلت بفهمه با این حرف زدی وای وای وای پوست منو میکنه:surprised:
این داداشای من اصلا ازش خوششون نمیادش:confused:
هر چی تقصیر سر اوناست حالا ما کوچیکتریم میبخشیمشون:)
ذوق مرگ که چه عرض کنم ......:biggrin:
آره انگاری یه سیستم پیشرفته تو بدنم کار گذاشتم:D خلاصه حواسم به همه چی بود........چون حواسم به همه چی بود زیاد پیشرفت نداشتم:w16:
راست میگی کلا هر چی میکشیم از آدم و حوا میکشیم والااا:d
نه دیگه از بس گفتن پسر جیززززززززززززز کا هم دیگه ذوقمون کور شد دیگه بیخیال شدیم.....خلاصه نزاشتن شکوفا شیم.........نه نه من کلا مرض داشتم .....بچه زیادی کنجکاوی بودم ولی قیافم نشون نمیداد
ولی کم کم یاد گرفتنم در ان واحد از همه حواس 5گانه...
اووو بخوام بگم صب میشه:d
نه اون دوره ما بین پسر و دختر دیوار کشیدخ بودن ما تا دانشگاه پسری ندیدم:biggrin: کلا شیطون بیش فعال بودم همش ت کلاس راه میرفتم ....تا دوم دبستان موفق شدن منو بنشونن که از اون به بعد یه مرض دیگه گرفتم به جای به درس گوش بدم بیرون را نگاه میکردم از پنجره:D