لباس های سپیدم هنوز آماده نبود
عقربه 9 سب رو نشون می داد
خنده داشتم
و تو پر از استرس بودی
بلندتر میخندیدم و میگفتم فوقش کت و شلوارت رو میپوشم نگران نباش من همه جوره میتونم عروس باشم
نشکون گرفتی از لپام و آرایشگر جیغش رفت تو هوا و تو سرخ شدی....
تمام شد بالاخره جامه ی رنگینی که بر اندامم باید...