میخوام بلم منم
این خواهرزادت من کشته با این اسباب بازیاش سه پرس جلو گذاسته بچه تون خسته شد از بس اشپزی کرده خالش هنوز هیچکاری نکرده
داهی ستیا نمیتونه بیاد نزدیک من مریض میسه اخه البته هی میاد هی میله
خوفه خدالوسکللللللللللللللللل
داداس من سرفه میکنم ستیا فکر میکنه قلبم درد میکنه میگه قلبت رد میکنه دارم رات از اینا درست میکنم با اسباب بازیاش داره غذا درست میکنه......دی
وای خدا یکی برادرزاد و خواهرزاده خومشل مشل ستیا.دی خسالت کسیدم بهت بده متوسه بسی من چی میکشم از دست این عشقم