شرمنده این نظر رو میدم .. بذار اول بگم آواتار نو مبارک
حالا میگم متلکهات خیلی لوس و خز بود ببخشیدها روم به دیفال ولی آواتار نو مبارک (البته به نظرم قبلی قشنگتر بود)
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
گرچه من تجربهای از نرسیدنهایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم ؟ …...
خوب حتما یه کاری کردی دیگه که پیچونده اتت
من باهاش صحبت کردم اتفاقا از دستت شاکی بود
میگفت خیلی آدم سریشیه همه جا دنبال من می اد (حرفهای اونه به من ربطی نداره )
گفت اگه اخلاقشو خوب کنه اومدم تعریف میکنم کجا بودبم و چیکار کردیم
کسانی هستند كه ناخودآگاه از خودمان مي رنجانيم.
مثل ساعت هايي كه صبح دلسوزانه زنگ مي زنند و در ميان خواب وبيداري بر سرشان مي كوبيم.
بعد مي فهميم كه خيلي دير شده. (یا دیرمان شده است )
Memoirs Could not Bring Her Back
چیزها خوبیشان این است،
که نزدیک جایی که گم شده اند پیدایشان می شود؛
آدمها نه،
ادمها را آنجا که گم کرده ای پیدا نمی کنی.