نتایح جستجو

  1. masoomeh.bnv

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه...

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه ترشیده دکتر علی شریعتی:biggrin::biggrin:
  2. masoomeh.bnv

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه...

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه ترشیده دکتر علی شریعتی:biggrin::biggrin:
  3. masoomeh.bnv

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه...

    خدایا به خوبان شوهر دادی و به بدان دوست پسر!!!! ما به تماشای جهان امدیم؟؟؟؟؟؟؟!!! همسایه ترشیده دکتر علی شریعتی:biggrin::biggrin:
  4. masoomeh.bnv

    سلام, ببخشید یهویی شد!!!!!:cry::( اما تو صفحه خودم نوشتم بای:( الان چراغ رو درست میکنم! خودمم...

    سلام, ببخشید یهویی شد!!!!!:cry::( اما تو صفحه خودم نوشتم بای:( الان چراغ رو درست میکنم! خودمم دوس ندارم اینطوری بمونه:redface:
  5. masoomeh.bnv

    بای:smile:

    بای:smile:
  6. masoomeh.bnv

    می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر...

    می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!! تو نوشتی از من: من که...
  7. masoomeh.bnv

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور...

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور سيکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولين بار همسرش را سوار موتورسيکلت خود کرد. زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي و خجالت نمي دانست دست هايش را کجا...
  8. masoomeh.bnv

    [IMG]

    [IMG]
  9. masoomeh.bnv

    مرسیییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!

    مرسیییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!
  10. masoomeh.bnv

    [IMG]

    [IMG]
  11. masoomeh.bnv

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور...

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور سيکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولين بار همسرش را سوار موتورسيکلت خود کرد. زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي و خجالت نمي دانست دست هايش را کجا بگذارد...
  12. masoomeh.bnv

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور...

    روزي زني روستائي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد شوهر او که راننده موتور سيکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولين بار همسرش را سوار موتورسيکلت خود کرد. زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي و خجالت نمي دانست دست هايش را کجا بگذارد...
  13. masoomeh.bnv

    اره خیلی خوب بود!!!!! دیگه خواهر شوهر بازی در میارم!!!!!:biggrin::biggrin: شوخی...

    اره خیلی خوب بود!!!!! دیگه خواهر شوهر بازی در میارم!!!!!:biggrin::biggrin: شوخی کردمااااااااااااااا!!! ایشاا... قسمت تو شه:biggrin:
  14. masoomeh.bnv

    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد...

    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بود در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندی عطر صد خاطره پیچید یادم امد که شبی با هم از کوچه گذشتیم پرگشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم تو همه راز...
  15. masoomeh.bnv

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق...

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم,نتوانم!! اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب,ناله یتلخی زد و بگریخت... اشک در چشم تو لرزید, ماه بر عشق تو خندید!! یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم, نرمیدم. رفت در ظلمت...
  16. masoomeh.bnv

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق...

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم,نتوانم!! اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب,ناله یتلخی زد و بگریخت... اشک در چشم تو لرزید, ماه بر عشق تو خندید!! یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم, نرمیدم. رفت در ظلمت...
  17. masoomeh.bnv

    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد...

    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بود در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندی عطر صد خاطره پیچید یادم امد که شبی با هم از کوچه گذشتیم پرگشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم تو همه راز...
  18. masoomeh.bnv

    سلام مهران, خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبر از شهرمون؟؟؟؟؟؟؟

    سلام مهران, خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبر از شهرمون؟؟؟؟؟؟؟
  19. masoomeh.bnv

    2:biggrin::biggrin:

    2:biggrin::biggrin:
  20. masoomeh.bnv

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق...

    ادامه: بیاز گفتم که:تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم,نتوانم!! اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب,ناله یتلخی زد و بگریخت... اشک در چشم تو لرزید, ماه بر عشق تو خندید!! یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم, نرمیدم. رفت در ظلمت...
بالا