نتایح جستجو

  1. lili 68

    عشق یعنی ...

    راز عشق در اين است كه به ديگري لذت ببخشي ، ولي عشق را براي لذت نخواهي زيرا عشق حقيقي هوي وهوس نيست .
  2. lili 68

    عشق یعنی ...

    راز عشق در اين است كه .. به محبوبتان قدرت آرامش دهيد ، واز او قدرت وآرامش دريافت كنيد، اما....... نه با اصرار.
  3. lili 68

    آرزوهای گمشده...

    می خواهم از اینجا پا بر کشم تا فراسوهائی دور تا آنجاکه نباشد در کار این بهشت غم انگیز پیر فردا را امروز به خاک می سپارند آه خدایــــــــــــا زمان چقدر کشنده است در خانه نشسته ام اشک می خورم و سکوت می ریزم از دهانم سکوت نفس می کشد
  4. lili 68

    رد پای احساس ...

    ♥.... رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ... ♥ ♥... راهی بجز گریز برایم نمانده بود ...♥ ♥...... این عشق آتشین پر از درد بی امید ......♥ ♥..... در وادی گناه و جنونم کشانده بود ....♥ ♥... رفتم ، که داغ بوسه ی پر حسرت تو را ...♥ ♥...... با اشک های دیده ز لب شستشو دهم .....♥ ♥.... رفتم که نا تمام...
  5. lili 68

    رد پای احساس ...

    يك پروانه عاشق يك فيلسوف شد كه داشت كتابي درباره عشق مي نوشت. يه روز پروانه گفت كه به محيت احتياج دارد، و فيلسوف يك فصل به كتابش اضافه كرد در باب اقسام محبت. يك روز ديگر پروانه اشك مي ريخت و فيلسوف يك فصل جديد نوشت درباره فوائد اشك... يك روز پروانه لب به سخن گشود و از مرد گله اي كرد و...
  6. lili 68

    برای تو می نویسم

    من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم نه که خفته بین پنبه ها و پولک بودم من اگر سردار عشقم یا که پاکباخته ام سرنوشتم رو با دستای خودم ساخته ام قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم سرگذشتم هر چه بوده من پشیمان نیستم یه زمان عاشق و گاهی توی آغوش هوس هر چه بوده همه انتخاب من بوده و بس
  7. lili 68

    برای تو می نویسم

    عشق من جز غم دلواپسی نیست آخه قلبم مثه قلب کسی نیست من پر از احساسم تو پر از احساسی وای اگر قلب مرا نشناسی بیا با عشق و احساس منو دوباره بشناس
  8. lili 68

    عشق یعنی ...

    زندگی وقتی که بیزاری باشه روز و شبهاش همه تکراری باشه شاید عشق برای بعضی عاشقا لحظه ی بزرگ بیداری باشه
  9. lili 68

    عشق یعنی ...

    تو خود عشقی که شوق موندنی غم تلخ و گنگ شعرای منی وقتی دنیا درد بی حرفی داره تویی که فریاد دردای منی تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی
  10. lili 68

    عشق یعنی ...

    عشق لالایی بارون تو شباست نم نم بارون پشت شیشه هاست لحظه ی شبنم و برگ گل یاس لحظه ی رهایی پرنده هاست تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی
  11. lili 68

    برای تو می نویسم

    شبيه شمع كه خيلي نجيب مي سوزد دلم براي تو گاهي عجيب مي سوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب مي سوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب مي سوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب مي سوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه...
  12. lili 68

    گریه کن ای دل..........

    چه بی رنگه شب من بد آهنگه شب من نگاهی آشنا نیست چه دلتنگه شب من هوا سنگین تن زخمی شب سرد سکوت شب پر از لالایی درد تو رفتی و من از دنیا بریدم به کنج سایه های شب خزیدم چه بی رنگه شب من ... برام هر گوشه از تو یادی داره تو ذهنم از تو صدها یادگاره از اون روزای خوبه آشنایی چه موند با من به جز درد...
  13. lili 68

    آرزوهای گمشده...

    دست هایم به آرزوهایم نمی رسند آرزوهایم بسیار دورند ولی درخت سبزم می گوید امیدی هست، خدایی هست این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک چوکی زیر پایم می گذارم شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد
  14. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر تو یک آرزوی انسان را برآورده میکردی من بیگمان دوباره دیدن او را آرزو میکردم و او نیز هرگز ندیدن من را... آنگاه نمیدانم براستی تو کدامیک را میپذیرفتی؟
  15. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند و ما پیمانه هایمان را در تمام شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان می نوشیدیم
  16. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری! بیگمان پیش از اینها مرده بودیم
  17. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزشترین کالا بود ترس نبود،زیبایی نبود و خوبی هم، شاید
  18. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر همه ثروت داشتند دلها سکه را بیش از تو نمی پرستیدند و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدیدید تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند اما بی گمان صفا و سادگی میمرد
  19. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم، همه وسعت دنیا یک خانه میشد و تمام محتوای یک سفره سهم همه بود و هیچکس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمیشد
  20. lili 68

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا... اگر غرور نبود چشمهای مان به جای لبها سخن نمیگفتند و ما کلام دوستت دارم را در میان نگاه های گهگاه مان جستجو نمیکردیم
بالا