ما که دوسه روز بیشترزندان نبودیم الی کوشمولو
خب دیگه رسیدیم میدون آزادی
تو مسیرت کجاست؟بپرسواریکی ازاین اتوبوساشو....سوارماشین شخصی فقط نشو....فقط تاکسی
منم که بامترو میرم خونمون
............
بیا یه بوست بکنم ببینم.....خب وقتی رسیدی یه اسمس بده من خیالم راحت باشه......
.............
من فعلا برم...
سلام به روی ماهت
هیشکی مث من وتو سحرخیزنیستا
نه عزیزم ازاون خانوما هیشی یادنگیری آجی جونما
اونا خطرناکن....باشه فدات شم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فقط پیش خودم بمون.....هرجا میرم با من باش
لباشکای من ملس هستن...نه خیلی نرش نه خیلی شیرین....بهترین طعمه لباشکه....
سودی که ماروآزاد میکنه...
دی دی ری دی دی فردا صبخونه روپیش خونوادمم
بای بای هم سلولی های باحال......
الی جان عزیزم
من به اصرار سودی وتو بود که ی کوشمولو ازنامه روباز کردم
حالا هی منو پیش اذهان عمومی خراب کنیدا.......
..............
حالا که بی گناه رفتیم زندان......خیالت راحت که آزادیم....فردا 4 صبح آزادمون میکنن به دستور شخص شخیض قاضی سیا:biggrin:
من لواشکو با کسی قسمت نمیکنم
کورخوندی آقای قاضی....ولی خب دلمم نمیاد بهت ندم.....نصم نصمش میکنیم
آخه من که نامه روباز نکردم فقط ازروی هوشم فهمیدم که عقشولانه است.....اونبخت توهه سنگدل منو انداختی زندان.....ایییششش...هه ههه
ازسودی بپرس من لباشک میبینم چه حالی میشم...اوممممم به به
نه عزیزم نامردی چیه
اینا همش بازیه
ولی سیا انگاری جدی جدی میخواد منو الی رو بندازه زندان
هه هه
خو ما گناه داریم
برو ببین میتونی تب عصبانیتشو بخوابونی.....فعلا که فقط ازتو حرف شنوی داره....
امید همه ی ما به همت تو بسته....به همت تو ساقی....تو که گره گشایی....توکه ذات وفایی
هه هه توزندان هایده...