فهمیدم باید همه رو دوست داشته باشی، حتی اگه اونا ازت متنفر باشن....
.
.
.
اینم واقعا پر معنی بود.... فهمیدم که یک عمر دنبال خوشبختی میدوییم.... بعد ازش رد میشیم.... ( مصداق آدم هایی که زندگی میکنن که پول در بیارن)
خیلی عالیه.....
خوش به حال تهرانی ها..... ما که تو مشهد آرزو به دل موندیم یک خواننده داغون بیاد.... چه برسه به آقای ریچارد کلایدرمن......
امیدوارم این فرهنگ یک پایه ریزی بشه.... خواننده ها و نوازنده های دیگه هم بیان ایران.....بعدشم بیان مشهد:w16:
وقت شما هم بخیر دوست خوبم.....:gol:
من هم مثل شما یک کاربر ساده هستم... میخواستم درباره اون تاپیک داستان تکان دهنده سرزدن یک ایرانی در عربستان و...... یک انتقاد کوچک بکنم.... به نظر خودت این تاپیک چه چیز مثبتی داشت؟؟؟!!!
با خوندن این تاپیک من خودم به شخصه یک احساس بدی پیدا کردم.... شما اومده...
سلام
خوش اومدی به مجله....:gol:
مجله که جدی هست، شماره ی اول مجله هم در حال تدوینه....
فکر میکنم شما هم پست های 104 و 108 رو مطالعه کنی و زمینه همکارتو بیان کنی بهتر میتونین بهمون کمک کنی....
ممنونم
سلام داداش.....
این چه حرفیه!!! زود پستت رو پاک کن تا آقا مدیرا یا خانم مدیر ندیده....
اینجا بچه های کامپیوتر باهم بیشتر آشنا میشن تا بتونن بهتر باهم کمک کنن.... :smile:
واقعا راست میگین ها!!!!
یک هفته هست این تاپیک توی تالار مونده.... رسیده به 43 صفحه!!!:surprised::surprised:
خود استارترم فکر نمیکرد اینقدر تاپیکش مهم بشه:D
ما همه میگیم خدا رو دوست داریم، ولی چرا بعضی ها فقط وقتی به مشکل میخورن یاد خدا میوفتن؟!!!
جالبیش اینجاست که همش هم میگم ای خدا چرا پس مشکل ما رو حل نمیکنی؟؟!!! :surprised:
ما آدم ها کلا خیلی پررو هستیم:redface:
واقعا جای تاسفه که چند بار مکه هم رفتن یک کلاس شده!!!!
واقعا این ثواب داره که :
پول مملکت بدست وهابی های مکه میرسه و بعدشم ظلم میشه به شیعه های اونجا و جاهای دیگه....
روز به روز بی احترامی ها نسبت به ایرانی ها در مکه بیشتر میشه....
یک جورایی حرمت حاجی شدن کم شده، مثلا الان بچه 5 ساله هم 10 بار...
خاطره هاش قشنگه.... ولی خوب سخت بود.... من دوست ندارم به اون زمانا برگردم...:smile:
اما دانشگاه خیلی دوران خوب و قشنگی بود....
به من که واقعا خوش گذشت.... همیشه دوست دارم به همون زمان دانشگاهم برگردم:(
سلام زهرا خانم....
خوبی؟ کجایین؟؟ کم پیدایین!!!
شرمنده ام... من دیر دارم ج میدم.... این چند روز یکم گرفتار بودم....
خوب یکم بیشتر توضیح بده... خیلی کلی پرسیدی؟؟
مسیر اجراییت درسته؟؟
هرکس از طرز صحبت کردنش و برخوردش تا حد زیادی میشه اخلاق طرف رو حدس زد....
من فکر میکنم اخلاقش خیلی عالی هست...
تو چه جور پسری هستی که عکس پروفایلت دختره؟؟!!!!:surprised:
خوب قرارم نیست همه بیان.... زمان هایی که کاربرای مورد تایید مدیران نبودن، خود مدیران باید مراقب تالار باشن....
قانون ها کاملا مشخص و واضحه.... بیشتر کاربرای فعالم میدونن.... دیگه وقتی قانون مشخص باشه، سلیقه های شخصی دخیل نمیشن....
بعدشم کاربر فقط به مدیران گزارش میکنه، مدیر پس از بررسی تصمیم...
من یک مدتی نبودم... منم با ذهنیتی که نسبت به بابک داشتم گفتم...
به هر حال محمد آقا من اگه حرفی زدم هیچ کس رو مخاطب قرار ندادم و فقط فقط چون باشگاه رو دوست دارم واسش دلسوزی میکنم....
ممنونم محمد جان که شما هم به فکر تالارین.... واقعا دستتون درد نکنه....
حرفی از رفتنم خواهشن نزن.... اون چیزایی...
خیلی جالب بود....:gol:
ما در جنگ آدم های خیلی بزرگی رو از دست دادیم....
آدم هایی که از لحاظ معنوی، فکری، اعتقادی، سیاسی، عاطفی و.... یک انسان ایده آل بودن...
سلام محمد آقا...:gol:
خیلی دلم واست تنگ شده.... من یک مدتی نبودم دلم واسه دوستام خیلی تنگید....:redface:
من اصلا کسی رو مخاطب قرار ندادم، من فقط منظورم این بود که چرا ما فقط میایم و انتقاد میکنیم؟؟ اصلا انتقاد، بدون راه حل به نظرت درسته؟؟
من خودم تاپیک دیشب رو دیدم، یک تازه وارد اومده بود و...