سلام خوش اومدی جاوید جان
خدا رو شکر که مشکلاتت حل شده
خبری نمونده که بگم همه رو بچه بهت گفتن !
فقط یه چیز یه مدتی که نبودی تقریبا بین دختر و پسرای باشگاه آتش بس بود
فکر کنم بازم از اون تاپیکهای بحث اعتماد بندازی وسط بازم ....:D:D:D
باشه نگین جان اگه فکر میکنی رفتنت درست ترین تصمیم پس نمیشه جلوتو گرفت (ولی اگه خواستی برگردی زودی برگرد)
از روی پست هات احساس دخمل دوست داشتنی هستی:redface::redface::redface:
مواظب خودت باش و امیدوارم هر جا هستی همیشه سلامت و شاد باشی و موفق و پیروز
دوستت دارم...
داستانم کوتاه نیست توی http://mrshayesteh.persianblog.ir/post/503/ وبلاگ خوندم دوست داشتم اینجا بذارمش جالب حتما بخونیدش
لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می...