پشت هر آینه ستارهی مرده و
رنگینْکمان کوچکی پنهان است!
پشت هر آینه نامتناهیِ جاودنه است
و بیتوتهْگاه سکوتهایی که هنوز،
پریدن نمیدانند!
آیینه به جوبارهیی مومیایی شده میماند
هر غروب،
چونان صدفی بسته میشود!
آیینه درخششِ یک شبنم است!
کتاب سحرهای بایرُ...