8 سالم بود..خونمون تولد کوچیک گرفتیم...یه دوستی داشتم اومد از داداشام خجالت میکشید نیومده بودخونه...فقط اومد یه ه قوطی کبریته کادو شده بم داد...درشو باز کردم توش پنبه گذاشته بود با یه شیشه عطر کوچیک....عطرش واقعا بد بو بود ...اما احساس اون لحظمو هیچ وقت یادم نمیره...