وای امروز من رفتم از عابربانک پول بگیرم وقتی پولم رو گرفتم یه کمری جلوم پارک بود من فکر کردم بابامه رفتم سوارش شدم...(آخه کپه ماشینه بابام بود)
وای یه دفعه دیدیم یه پسری همین طور داره نگام می کنه اینقدر خجالت کشیدم که نگو...
کلی هم ازش معذرت خواستم...
وقتی سوار ماشین بابام شدم کلی بابام بهم خندید...