امروز هم ...
یادمه یه روز تو کلاس وقتی من بیرون بودم ، دفترم رو برداشته بودی و داشتی توش یه چیزایی می نوشتی !
من همین که اومدم متوجه شدم ... اما به روی خودم نیاوردم ... تا این که تو راه رفتن به خونه خوندمش !
نوشته بودی: ( خیلی چیزها نوشته بودی ) ...
حرفایی که حرفای دل منم بود ...
هنوز هم اون...