چشمانت در کهکشان جاریست!
و شاعری منجم هر شب
اشکهایت را رصد میکند!
...
لبت که پیراهن میدرد
سپیده را سینه چاک...!
و خورشید تداوم کلام توست
تندیس های یخی ام را با گرمی نجابتت
فرو ریز!
فرو
چشمانت در کهکشان جاریست!
و شاعری منجم هر شب
اشکهایت را رصد میکند!
...
لبت که پیراهن میدرد
سپیده را سینه چاک...!
و خورشید تداوم کلام توست
تندیس های یخی ام را با گرمی نجابتت
فرو ریز!
فرو