کاش کودک بودم تا شبها قبل از اینکه بفهمم چه کسی برایم لالایی گفته، عمیق ترین خواب دنیا را داشتم.صبح ها با خمیازه کودکانه،از خواب برمی خواستم.
ای کاش کودک بودم تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم و داد می زدم تا همه درد مرا بفهمند.
ای کاش کودک بودم ، تا عروسکهایم را در اختیار می...
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني
صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني
شدم از درد و تنهايي گلي پژمرده و غمگين
ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني
ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم
چرا اي مركب عشقم چنين آهسته مي راني
تپش هاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند
به من آخر بگو اي دل چرا...
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني
صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني
شدم از درد و تنهايي گلي پژمرده و غمگين
ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني
ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم
چرا اي مركب عشقم چنين آهسته مي راني
تپش هاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند
به من آخر بگو اي دل چرا...
روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند .
او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد.
مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد ,
اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:
"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" .
مرد پاسخ...