خوابت آشفته مباد
خوش ترین هذیان ها
خزه ی سبز لطیفی
که در برکه ی آرامش تو می روید
خوابت آشفته مباد
آن سوی پنجره ی ساکت و پرخنده ی تو
کاروانهایی
از خون و جنون می گذرد !
کاروان هایی از آتش و برق و باروت
سخن از صاعقه و دود چه زیبایی دارد ...
هر چه در جدول تن دیدی و
تنهایی
همه را پر کن تا...