این زخم هایِ کهـنه بـه مرهـم نیـازداشت
عشق است و تاروپودمن این رمزورازداشت
درمان به دسـتِ دوسـت نهادنـد از ازل
درداست هرکسی که دراین حیطه نازداشت
سـنگِ صبـورِعشـق نشد هرکسی کـه گفت
سجاده گیـربـه دست کـه نازت نـماز داشت
پـرپیـچ وخـم ترین گـذرِکـوچـه هـایِ عمـر
چونـان نـگاهِ چشـمِ تـو...