نه بابا رفتم که برم
گفتم بزار یه چیزی هم بخورم
رفتم بخورم دیدم زیادی داغ شد
گفتم یه دست کشتی کج بازی کنم
خلاصه بازی کردیم
الانم تازه ناهار خوردم الانم اومدم اینجا
ولی میرم
باید غذا ببرم واسه سگا
میرم تا یکی دوساعت دیگه
کنترات بهش دادم
انقدر عجیبه که با من اشنا نشدی ؟
ممنون
امیرعلی 64 تهران زراعت و اصلاح نباتات فارغ التحصیل در انتظار خدمت فعلا هم در بدر گلخونه استیجاری قبلش هم بازار اهن بعدشم خدا بزرگه