ديروز با يه دسته گل اومده بود به ديدنم با يه نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها
آرزوشو داشتم و ازم دريغ ميكرد گريه كرد
گفت دلش برام تنگ شده ميخواستم
اشكاشو پاك كنم ولي نمي تونستم
فقط نگاهش كردم اون رفت
ولي سنگ قبرم خيس خيس بود...
ديروز با يه دسته گل اومده بود به ديدنم با يه نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها
آرزوشو داشتم و ازم دريغ ميكرد گريه كرد
گفت دلش برام تنگ شده ميخواستم
اشكاشو پاك كنم ولي نمي تونستم
فقط نگاهش كردم اون رفت
ولي سنگ قبرم خيس خيس بود...
غضنفر با مسیحی حرف میزدن
غضنفر:شما چرا اینقدر پولدارید؟
مسیحی:خب خدا چک رو نوشت داد به مریم ،مریم داد به عیسی ،عیسی هم داد به ما
مسیحی :شما چرا اینقدر فقیرید
غضنفر:خدا چک نوشت داد به ممد ،ممد داد به علی ،علی داد به حسن،حسن داد به حسین......تا رسید به اخری که فعلا جیم شده همش میگن شاید این جمعه...
غضنفر با مسیحی حرف میزدن
غضنفر:شما چرا اینقدر پولدارید؟
مسیحی:خب خدا چک رو نوشت داد به مریم ،مریم داد به عیسی ،عیسی هم داد به ما
مسیحی :شما چرا اینقدر فقیرید
غضنفر:خدا چک نوشت داد به ممد ،ممد داد به علی ،علی داد به حسن،حسن داد به حسین......تا رسید به اخری که فعلا جیم شده همش میگن شاید این جمعه...
گاهي از چشم هم مي افتيم، بي آنکه ايستاده باشيم
روي لبه ها يا کسي هل مان داده باشد.
از چشم هم مي افتيم و نه چتر همراهمان هست،
نه کسي آن پائين آغوش باز کرده ما را بگيرد.
از چشم هم مي افتيم و هرچه فکر مي کنيم
يادمان نمي آيد قصد خودکشي داشته باشيم.
گاهي از چشم هم مي افتيم، بي آنکه ايستاده باشيم
روي لبه ها يا کسي هل مان داده باشد.
از چشم هم مي افتيم و نه چتر همراهمان هست،
نه کسي آن پائين آغوش باز کرده ما را بگيرد.
از چشم هم مي افتيم و هرچه فکر مي کنيم
يادمان نمي آيد قصد خودکشي داشته باشيم.