یك نفر از كوچه ی ما عشق را دزدیده است
این خبردركوچه های شهر ما پیچیده است
دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت
گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است
... ...
عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه های كوچه باغی چیده است
عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دورمیدان دیده است...