رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود
ماهیان میگفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست..
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید آمد اورا به هوا برد که برد
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ,همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است..
دست خودم نیست فرمانده ! :دی
توی پایگاه هم اینقدر تواضع میکنی فرمانده :دی
من که میدونم ..
:gol:
آره بابا جدی گفتم بسیجی شدیم رفت :دی
ای بابا اون نظر سنجی هنوز یادته ؟:d
آره تقریبا نصف بیشترش حل شده ..یکم مونده :gol::gol:
:gol::gol::gol::gol:
الان حالت گیر پاچش برطرف شده :دی
کی ؟
من؟
فرمانده به من میگه سفارش کنم؟:d
حرف فرمانده ها رو بیشتر گوش میکنن ! :w41:
حرف ما اونجا برو نداره ! :دی
حالا یکم زوده , فرمانده :دی
قشنگ بود ...:gol::gol:
طلائیه که بودیم نزدیک جاده کوشک- زید از راوی پرسیدم پاسگاه زید کجاست؟ فقط با دست نشون مون داد ...
انقدر مناطق زیاده , آدم وقت کم میاره .
پرشین گیگ فرمانده هم مگه گیر پاچ میکنه ؟:دی
چه تبریک باحالی :gol::gol: :دی
غرب و همینطوری گفتم , معلوم نیست ببرن یا نه !
اگه بردن چشششم ,حتما :gol:
راستی امروز فهمیدم پسرا رو پادگان حمید هم بردن ولی ما رو نبردن : (