[IMG]
مردم بنده ی دنیایند تا زمانی که دنیای آنها تامین است. هرگاه بلاها و سختی ها به آنها روی می اورد دینداران اندک می شوند. (امام حسین علیه السلام)
در حیرتم!!! از مردمی که زیر بار ظلم و شکنجه زندگی می کنند و به اسارت و وابستگی تن داده اند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست. (دکتر شریعتی)
حسین...
ساقی لب تشنگان گرچه ز تن داده دست
پرده ی ظلمت دراین بند ستم را گسست
داده سر و داده جان در ره آزادگی
بر دل حق آوران داغ غم او نشست
سرخی خون او پشت ستم را شکست
عاقبت خانه ی ظلم ز بن برکند
کربلـــــــــــــــــــا شد شور محشر
مرگ و نفرین بر ستمگر
مرگ و نفرین بر ستمگر
از دوستان جدا شدم و با خدا رفيق يک دم سراغ درد دل ما بيا رفيق
دوري مکن چگونه بگويم که عاشقم من را بفهم محض رضاي خدا رفيق
من شعله ور...تو چرا دور ايستاده اي؟ اينجا غريبه نيست جلوتر بيا رفيق
بر دوش باد مي روي و محو مي شوي اين گونه تند مي روي اما کجا؟ رفيق!
اينک به دست خشم رفيقان قلم شدست دستي که...
نگذار؛
نه سیاهی،
نه سکوت،
نه دیوار و نه سیم خاردار
و نه حتّی من،
لبخندت را از من بگیرد.
بگذارشیرینی لبخندت
تلخی گذشته را بیرنگ کند...
هر جا که هستی باش؛...
: دی....
این چه حرفیه
من که برای تشکر شعر نمی نویسم!!!!!
برای دل خودم می نویسم...
در ضمن امضات خیلی قشنگه... از اون امضاهاست که آدمو به فکر می اندازه
خوش حال شدم به صفحه ی من پا گذاشتید : دی
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیــــــــــاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شـــــــــرب مدام ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبتست بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما
ای باد اگر به گلشن...
ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بستن، پیمان ما، تنها گواه ما، شد خدا
تا این جهان برپا بود این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
ای...
چیزی مرا به بودن نمی برد
از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام
من بی رمق ترین نفس این حوالی ام
از بودن مکرر بر دار خسته ام
من با عبور ثانیه ها خرد میشوم
از حمل این جنازه ی هشیار خسته ام...