حکايت
حکايت
حکايت
مردي را که دعوي پيغمبري ميکرد نزد معتصم آوردند متعصم گفت شهادت ميدهم تو پيغمبر احمق استي گفت آري از آنکه بر قوم شما مبعوث شدهام و هر پيامبري از نوع قوم خود باشد
حکايت
مردي حجاج را گفت دوش تو را به خواب چنان ديدم که اندر بهشتي گفت اگر خوابت راست باشد در آن جهان بيداد بيش از...