دوست خوبم ما هم در حد همین پستایی که دیدی با شهید همت آشنایی داریم.ممنون که نظرتو گفتید.من هم یه رزمایش شبانه شرکت کردم.اینقدر ترسیده بودم که روح از تنم انگار داشت جدا می شد.واقعا ترس داره.خیلی وحشتناکه.
مگه تا حالا نشیدی میگن طرف شل صحبت میکنه؟یعنی اینکه وقتی صحبت میکنه وسط حرفاش لحنش شل میشه یه کم می کشه.مثل دستیار کارگاه علوی.منظورم از شل صحبت کردن مربوط به لحن بود نه ساختار حرفاتون.من عذر می خوام اگه سوءتفاهم ایجاد کردم.
تو هنوز خیلی مونده تا به ادبیات صحبت کردن من عادت کنی.بابا محض اطمینان گفتم که دختر هستی یا نه.چون من همونطور که دیدی با ساینا چون دختره خیلی صمیمی صحبت می کنم.همین.امشب مثل اینکه من همش باید عذر خواهی کنم.معذرت.