نتایح جستجو

  1. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آتوسا برای دیدن پسرش، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر زندگی میکند. کاری از دست آتوسا بر نمی آمد و از طرفی، هم اتاقی لرد هم خیلی خوشگل بود. او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. لرد که فکر مادرش را خوانده...
  2. pejman.pna

    به خاطر همین ادبها و نزاکتها است که من مجذوب p شدم دیگه!!! زودباش ادیتش کن الان t میاد دعوام می کنه!

    به خاطر همین ادبها و نزاکتها است که من مجذوب p شدم دیگه!!! زودباش ادیتش کن الان t میاد دعوام می کنه!
  3. pejman.pna

    از تو بعید بودا!!! من اگه با یکی ع ..... کنم، بعد خواهر اون میشه نون زیر کبابم!! اوکی؟؟ دو یو...

    از تو بعید بودا!!! من اگه با یکی ع ..... کنم، بعد خواهر اون میشه نون زیر کبابم!! اوکی؟؟ دو یو آندرستند؟ سپاس. یو تو!! مریم که چیز دیگه ای میگه در این مورد!! و البته نظر من به نظر مریم نزدیک تره!
  4. pejman.pna

    کمرنگ تر که شدم. در حال انجام کارهام هستم. میون کارها پیامها رو چک می کنم. فقط یه refresh کردنه...

    کمرنگ تر که شدم. در حال انجام کارهام هستم. میون کارها پیامها رو چک می کنم. فقط یه refresh کردنه دیگه. اگه پیام باشه جواب میدم وگرنه به ادامه کار می پردازم. حالا علت اینکه بهتره که هستم چیه؟ حرفت کلی نکته داشتا!!!!
  5. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    پژمان تعریف می کرد که با دو دوستش به باشگاه مهندسان رفته بود و در آنجا گرفتار تاپیک دختران زشت باشگاه شدند و آنها دو دوستش را به به عقد دو دختر زشت در آوردند. وقتی از او پرسیدند چرا تو مجرد ماندی، گفت: دخترهای زشت باشگاه از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند...
  6. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی یک مریض به دکتر مراجعه کرد و از کمر درد شدید شکایت داشت...:smile: دکتر بعد از معاینه ازش پرسید: خب، بگو ببینم واسه چی کمرت درد می کنه ؟! مریض گفت : محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار می کنم، امروز صبح زودتر به خونم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب...
  7. pejman.pna

    قربون تو پسر برم که یه دونه ای!!

    قربون تو پسر برم که یه دونه ای!!
  8. pejman.pna

    ع...... کی نیست، چیه!!! اینقدر خوشی تو زندگی من ریخته که بیا و ببین. چه چیزی در دنیا بالاتر از...

    ع...... کی نیست، چیه!!! اینقدر خوشی تو زندگی من ریخته که بیا و ببین. چه چیزی در دنیا بالاتر از این که بتونی بنده های خدا رو شاد کنی. همین خودت و مریم و نگاه کن. این همه پشت سر من حرف می زنید و می خندید. کم چیزیه!! من که خدا رو شکر می کنم.
  9. pejman.pna

    درخدمتم دایی جان.

    درخدمتم دایی جان.
  10. pejman.pna

    خودت یوحنا t بانو آرچی

    خودت یوحنا t بانو آرچی
  11. pejman.pna

    من واسه م فرق نداره. هروقت که همه تون آماده باشین میریم. هفته پیش که مریم نبود. این دو روز هم که...

    من واسه م فرق نداره. هروقت که همه تون آماده باشین میریم. هفته پیش که مریم نبود. این دو روز هم که حامد نیست. مریم البته گفت اگه دوشنبه دو به بعد بذارین خوبه. حالا فردا که اومد ازش در مورد زمانش می پرسم.
  12. pejman.pna

    .............. کدومشونه؟؟ اونی که رفته ع.....؟ امید هست، رفته بود سفر. ولی برگشته.

    .............. کدومشونه؟؟ اونی که رفته ع.....؟ امید هست، رفته بود سفر. ولی برگشته.
  13. pejman.pna

    آخه بچه ها که همه شاغلن. واسه ناهار باید مرخصی بگیرن. فکر نکنم واسه ناهار ممکن باشه. مگه اینکه...

    آخه بچه ها که همه شاغلن. واسه ناهار باید مرخصی بگیرن. فکر نکنم واسه ناهار ممکن باشه. مگه اینکه پنجشنبه بندازیم. نهار غلطه t بانو. بنویس ناهار.
  14. pejman.pna

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.p...51#post2245951

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.p...51#post2245951
  15. pejman.pna

    گفتی ناهار گشنم شد. من میرم ناهار!!

    گفتی ناهار گشنم شد. من میرم ناهار!!
  16. pejman.pna

    بله که فهمیدم چی گفتم. خوب وقتی زبانت خوب نیست چرا میای وسط؟ همینه که میام کبر و ریا داری...

    بله که فهمیدم چی گفتم. خوب وقتی زبانت خوب نیست چرا میای وسط؟ همینه که میام کبر و ریا داری دیگه!!! من که یه گل نیستم، من یه دشت پر از گلم!!!! به به!! خوش به حال ..... . عجب چیزی گیرش اومده!! بالاخره ناهار یا شام؟ تکلیف و روشن کنید دیگه!! امروز و فردا حامد نیست. برای دوشنبه یا سه شنبه برنامه می ذاریم.
  17. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    t در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. t برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به t گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. t ذوق زده شد...
  18. pejman.pna

    لا اکبر!! انا قالت الکبر!! انا رسیو ایت فِرام سموات من الله!!

    لا اکبر!! انا قالت الکبر!! انا رسیو ایت فِرام سموات من الله!!
  19. pejman.pna

    پس مبارکمون باشه!!!!

    پس مبارکمون باشه!!!!
  20. pejman.pna

    انا بخیر too!! هذا ماذا انت فی الکبر و ریا؟

    انا بخیر too!! هذا ماذا انت فی الکبر و ریا؟
بالا