چرا ولی دیر گفتی
الان مجبورم شبها از غار بیام بیرون
ندیدی روزها دیگه نیستم ؟؟
دلم میخواست یه اژدهای معمولی بودم ولی معروف و محبوب نبودم (خود شیفتگی فکر کنم مسریه از یه بنده خدایی گرفتم )
خوب چه کاریه؟؟ تو این حالت ؟
مثل بچه آدم برن تو لونه هرکاری دلشون میخواد بکنند
آخر زمون شده به خدا
تو ملاء عام جلوی چشم همه
واه واه
گنجشک هم گنجشکهای قدیم
شرمی و حیایی گفتن
یه کم کوکائین میریزیم رو شیشه
بعد یه با تیغ یه خط درست میکنیم بهش میگن لاین
بعد میکشی تو دماغت
مستقیم رو مغز اثر میذاره
آماده ای؟؟
اولش یه کم سخته ولی بعدش عادت میکنی