سلام
چرا دوست خوبم میرید ؟!
من مطمئنم بازم برمیگردید کم پیش امده دوستان خداحافظی کنن و دیگه برنگردن و صد البته قدمشون روی چشم .
بازم سر بزنید به باشگاه انشالله که سلامت و موفق و . . . باشید :redface::gol:
در پناه حق:gol:
سلام :redface:
به خاطر نقشه ها خیلی ممنونم .:gol:
راستی اونجای که میگفتیم همش بیلیت میفروختن یه خیابونی بودش که بیشتر مغازه هاش برای فروش بیلیت بودش حالا اسم باکلاسش شرکت هواپیمایی هستش که حالا بیلیت اتوبوسم میفروشن :cool:
اصلا اسمش یادم نمیاد که خ مطهری بودش یا نه !
ولی یادمه از میدان...
که عقد سوری کنم ؟
نه بابا پیش بابام جرات ندارم این حرف بزنم کله مله کنده میشه :eek:
ولی انشالله دنبالشم که انتقالی بگیرم بیام دانشگاه تهران دیگه تا خدا چی بخواد
ولی حالا جالبه همه دوستام دوست دارن من یزد بمونم به بهانه من تنهایی بیان ددرو... :cool::D
کمند جون من فعلا برم :heart::gol:
بعد یه سوال اسم محلی که ترمینال اتوبوس هستش چیه؟
راه آهن و فرودگاه یزد میدونم ولی واسه اتوبوس نه!
بعد اسم اون خیابونی که همش فروش بیلیت هستش آخه دفعه قبل که اومده بودم تی یه خیابون رفتیم همش فروش بیلیت بودش
ببخشید اینقدر میپرسما
داستان درویش و زاهد و دخترک کنار رودخانه
داستان درویش و زاهد و دخترک کنار رودخانه
زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از...
الاغ ملانصرالدین و تعیر پشت بام خانه
الاغ ملانصرالدین و تعیر پشت بام خانه
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین...