نتایح جستجو

  1. dokhtare darya

    راز آينده در "اكنون" است؛ اگر به "اكنون" توجه كني، مي تواني آنرا بهتر كني و اگر "اكنون" را...

    راز آينده در "اكنون" است؛ اگر به "اكنون" توجه كني، مي تواني آنرا بهتر كني و اگر "اكنون" را بهتر كني، آنچه پس از آن رخ مي دهد هم بهتر مي شود. به اميد موفقيت در فردا و فرداهاي بهتر براي همه ي دوستان:heart::gol:
  2. dokhtare darya

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و...

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ! هنوز تورا دارم . . . اما برایم عجیب است و تلخ ! دیدن این همه نا بسامانی ! آدمهایی را دیده ام که: برایشان سایه بودم و در آتشم انداختند باران را نشانشان دادم در دستهایم برگ زرد پاییز...
  3. dokhtare darya

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ...

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ! هنوز تورا دارم . . . اما برایم عجیب است و تلخ ! دیدن این همه نا بسامانی ! آدمهایی را دیده ام که: برایشان سایه بودم و در آتشم انداختند باران را نشانشان دادم در دستهایم برگ زرد پاییز نشاندند...
  4. dokhtare darya

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ...

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ! هنوز تورا دارم . . . اما برایم عجیب است و تلخ ! دیدن این همه نا بسامانی ! آدمهایی را دیده ام که: برایشان سایه بودم و در آتشم انداختند باران را نشانشان دادم در دستهایم برگ زرد پاییز نشاندند...
  5. dokhtare darya

    خدایا مرا دریاب ! دیگر چیزی از "بهار" نمانده این آتش سرد فقط وجودم را می سوزاند و ذره ذره...

    خدایا مرا دریاب ! دیگر چیزی از "بهار" نمانده این آتش سرد فقط وجودم را می سوزاند و ذره ذره آبم می کند بریده ام دست بر دعا بر می دارم ، تو را می خوانم
  6. dokhtare darya

    خدایا مرا دریاب ! دیگر چیزی از "بهار" نمانده این آتش سرد فقط وجودم را می سوزاند و ذره ذره...

    خدایا مرا دریاب ! دیگر چیزی از "بهار" نمانده این آتش سرد فقط وجودم را می سوزاند و ذره ذره آبم می کند بریده ام دست بر دعا بر می دارم ، تو را می خوانم
  7. dokhtare darya

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ...

    نه ! یادم هست ! سر قرارمان هم هستم ! هنوز می توانم ! هنوز نبریده ام ! هنوز مقاوم و صبورم ! هنوز تورا دارم . . . اما برایم عجیب است و تلخ ! دیدن این همه نا بسامانی ! آدمهایی را دیده ام که: برایشان سایه بودم و در آتشم انداختند باران را نشانشان دادم در دستهایم برگ زرد پاییز نشاندند...
  8. dokhtare darya

    آسمان آبی تر آب آبی تر من در ایوانم و رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگها می ریزد مادرم صبحی می...

    آسمان آبی تر آب آبی تر من در ایوانم و رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگها می ریزد مادرم صبحی می گفت موسم دلگیری است من به او گفتم زندگانی سیبی ست گاز باید زد با پوست آفتابی یکدست سارها آمده اند تا لادن ها پیدا شده اند من اناری را می کنم دانه...
  9. dokhtare darya

    آسمان آبی تر آب آبی تر من در ایوانم و رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگها می ریزد مادرم صبحی می...

    آسمان آبی تر آب آبی تر من در ایوانم و رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگها می ریزد مادرم صبحی می گفت موسم دلگیری است من به او گفتم زندگانی سیبی ست گاز باید زد با پوست آفتابی یکدست سارها آمده اند تا لادن ها پیدا شده اند من اناری را می کنم دانه...
  10. dokhtare darya

    مهندس.................................................. جواب نمي دي؟

    مهندس.................................................. جواب نمي دي؟
  11. dokhtare darya

    سلام رها جون:) خوبي؟:D تولدت...

    سلام رها جون:) خوبي؟:D تولدت مبارك.......................................................:gol::w23::w27::w32::w33::w40::w36::w14: مبا.......................رك
  12. dokhtare darya

    سلام خوبي؟ مطلب راجع به بتن پس تنيده چيزي تو آرشيوت داري؟

    سلام خوبي؟ مطلب راجع به بتن پس تنيده چيزي تو آرشيوت داري؟
  13. dokhtare darya

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی...

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ...
  14. dokhtare darya

    ملي...............................ن............ا......................

    ملي...............................ن............ا......................
  15. dokhtare darya

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی...

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ...
  16. dokhtare darya

    سلام دومان خوبي؟ مطلب راجع به بتن پس تنيده چيزي تو ارشيو داري؟ اگه نه مي توني بم برسوني؟

    سلام دومان خوبي؟ مطلب راجع به بتن پس تنيده چيزي تو ارشيو داري؟ اگه نه مي توني بم برسوني؟
  17. dokhtare darya

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم پیشه...

    اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ زدن بیهوده است خوب می دانم دانشم...
  18. dokhtare darya

    من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...

    من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هركسي ميخواهد وارد خانه ي پر عشق و صفاي من گردد يك سبد بوي گل سرخ به من هديه كند شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي مي كوبم روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم اي...
  19. dokhtare darya

    اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب...

    اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست من نمی‌دانم كه چرا...
  20. dokhtare darya

    من نمی خندم اگر دوست من می افتد من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند و نمی...

    من نمی خندم اگر دوست من می افتد من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد من در این دانشگاه در سراشیب كسالت هستم خوب می دانم استاد كی كوئیز می گیرد برگه حذف كجاست سایت و رایانه آن مال من است...
بالا