يك روز مردي در حال عبور از خيابان كودكي را مشغول جابجايي بسته اي ديد كه ازخود كودك بزرگتر بود پس به نزديكش رفته و گفت:عزيزم بگذار تا كمكت كنم. مرد وقتي خواست بسته را بردارد ديد كه حتي حملش براي او مشكل است چه برسد به اين بچّه. كمي كه رفتند مرد از كودك پرسيد چرا اين بسته را حمل ميكند؟كودك در پاسخ...