مردک گدا
مردک گدا
نشسته مردک گدا میان کوچه با عصا
زچشم سالمش به من اشاره می کند بیا!
نگاه می کــــــنم به او به چشم خواهری ولی
همان نگاه می برد مـرا به ســـمت ناکجـــا!
دلم اسـیر می شــود به آن نگاه دلربا!
چه قسمتی!چه حکمتی!میان کوچــه مادوتــا!
ســــــلام می دهم به اوسلام می...