نتایح جستجو

  1. pejman.pna

    عزیز دلم این بار بوس من تفی بود!!!

    عزیز دلم این بار بوس من تفی بود!!!
  2. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    سرویس باشگاه که ترمز می کند، قسمت مردها پر می شود از کاربران باشگاه و بعد هم چند نفری وارد حریم زنانه سرویس! می شوند. زنی از پله ها خودش را بالا می کشد و چادرش را صاف می کند، قسمت خانمها خلوت است اما او منتظر همسرش است، مردی که سرش به مو حساسیت دارد سوار می شود و در حالیکه اخم کرده به زن می...
  3. pejman.pna

    سلام عزیز دلم. خوبی گلم؟ خدا نکنه عزیزم. چشم. حتما بوس بوس بوس تف تفی شده دوباره که!

    سلام عزیز دلم. خوبی گلم؟ خدا نکنه عزیزم. چشم. حتما بوس بوس بوس تف تفی شده دوباره که!
  4. pejman.pna

    تو بهترینی برادر. پنجشنبه جات خالی با آتی و مهران بیرون بودیم. اتفاقا اونجا بود که گفتم من اگه...

    تو بهترینی برادر. پنجشنبه جات خالی با آتی و مهران بیرون بودیم. اتفاقا اونجا بود که گفتم من اگه دختر بودم حتما زن امیر می شدم!
  5. pejman.pna

    سلام حمید جان. مرسی عزیزم. تو خوبی؟

    سلام حمید جان. مرسی عزیزم. تو خوبی؟
  6. pejman.pna

    سلام داداش امیر. خوبی؟ آقا اشتباه نگرفته بود. من خودم پیشنهاد دادم. گزینه ای بهتر از خودت گیر...

    سلام داداش امیر. خوبی؟ آقا اشتباه نگرفته بود. من خودم پیشنهاد دادم. گزینه ای بهتر از خودت گیر نمیاد.
  7. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    در باشگاه مهندسان هنگامی که وقت ناهار فرا می رسید، تمام کابران و مدیران کنار هم می نشستند و در تاپیک ناهار، غذا می خوردند . یکی از مدیران همواره با نوعی یکنواختی تعجب آور بسته ناهارش را باز می کرد و مثل همیشه لب به اعتراض می گشود : لعنت بر شیطان امیدوارم که ساندویچ کالباس نباشد . من از کالباس...
  8. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    گویند: مدیر ارشد باشگاه، عنوان خود رو به عضو فعال تغییر داد و لباسی ساده بر تن کرد و به میان کاربران سایت درآمد. کاربران او را شناختند و به سویش گوجه فرنگی و تخم مرغ گندیده پرتاب کردند. پیرجو از میان کاربران گریخت و به جمع مدیران باشگاه بازگشت؛ اما مدیران باشگاه نیز او را به جمع خود راه ندادند...
  9. pejman.pna

    فعلا که دو تا!! تا ببینیم خدا چی می خواد!!

    فعلا که دو تا!! تا ببینیم خدا چی می خواد!!
  10. pejman.pna

    به همه میگم. هرکس که از راه برسه و بخواد بدونه. راستی به خاطر یک سری ملاحظات ادیت و حذف گردید!!

    به همه میگم. هرکس که از راه برسه و بخواد بدونه. راستی به خاطر یک سری ملاحظات ادیت و حذف گردید!!
  11. pejman.pna

    وای خدا چقدر خجالت کشیدم!!! ولی اصرار نکن، نفر دوم و نمی تونم بهت معرفی کنم!!!

    وای خدا چقدر خجالت کشیدم!!! ولی اصرار نکن، نفر دوم و نمی تونم بهت معرفی کنم!!!
  12. pejman.pna

    باشه. ما هم به دیگران میگیم شما می خواستی اذیت کنی!!!

    باشه. ما هم به دیگران میگیم شما می خواستی اذیت کنی!!!
  13. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزی مدیر یک تالار به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از تاپیکهای مهم مجبور شد با منزل همکار مدیر تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت. کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام» مدیر پرسید: «بابا خونس؟» صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله» ـ می تونم با او صحبت کنم؟ کودک خیلی آهسته گفت...
  14. pejman.pna

    خوب راست میگه دیگه. کارم و بلدم. ....... و می خوان به من بدن دیگه!! تو هنوز نفهمیدی عروس کیه؟؟؟...

    خوب راست میگه دیگه. کارم و بلدم. ....... و می خوان به من بدن دیگه!! تو هنوز نفهمیدی عروس کیه؟؟؟ یه نگاه به..........بنداز!
  15. pejman.pna

    این برات میشه درس عبرت که از این به بعد دقت کنی. به حرف بزرگترت هم گوش بدی.

    این برات میشه درس عبرت که از این به بعد دقت کنی. به حرف بزرگترت هم گوش بدی.
  16. pejman.pna

    آخِی چه جالب. مبارک باشه. اون و ولش کن. خودش هم نمی دونه چی میگه و چی می خواد.

    آخِی چه جالب. مبارک باشه. اون و ولش کن. خودش هم نمی دونه چی میگه و چی می خواد.
  17. pejman.pna

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    مسئولین مؤسسه خیریه مهرآفرینان متوجه شدند که کاربر پولداری در باشگاه فعالیت می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. سجاد: آقای کاربر ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمداللرد از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی...
  18. pejman.pna

    سلام گل پسر. چطور مطوری؟

    سلام گل پسر. چطور مطوری؟
بالا