هوالحق
قدری صبور باش که این نیز بگذرد / این روزهای زرد و غم انگیز بگذرد
آری بهار پشت زمین لانه کرده است / چیزی نمانده که پاییز بگذرد
گفتم کنار مردم نامرد زندگی ؟؟ / گفتی صبور باش که این نیز بگذرد . . .
اله واخعا اخرس این ابسیه من حالا کلی حرف زده من به هیسکی نگفتما فقط به مامن وبابا ناقش کفتم براس دها تنن اخه سرکارس مسکل دانه با همکالاس
بدترش اینکه به خسام میگه شماره فرماندت بده من باهاس صحفت تونم تورو بفرسته بیای میگم بسه به این بزرگی من ارومش میکنم حسام بمون اشکال نداره گذشت اصلش اون اونطوری...