نتایح جستجو

  1. سوگلییی

    سلام چطوری؟

    سلام چطوری؟
  2. سوگلییی

    سیلام

    سیلام
  3. سوگلییی

    سلام عزیزم ظهر تو هم به خیر خوبی؟

    سلام عزیزم ظهر تو هم به خیر خوبی؟
  4. سوگلییی

    ارزش شادی

    ما ایرانیا به مرده پرستی معروفیم همچین طرف زندس کسی یادی ازش نمیکنه وقتی میمیره میگیم بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
  5. سوگلییی

    آدم‌های بزرگ، متوسط و کوچک

    ممنون عزیزم من اول راهم هنوز کو به اون بالاها برسم
  6. سوگلییی

    آدم‌های بزرگ، متوسط و کوچک

    حالا اگه بزرگم نشدیم سعی کنیم متوسط باشیم
  7. سوگلییی

    سلام چطوری؟

    سلام چطوری؟
  8. سوگلییی

    دوستداران دکتر علی شریعتی بیان اینجا

    من دیگر ناله نمی کنم نه… من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است می خواهم فریاد بزنم! اما اگر نتوانستم سکوت می کنم خاموش بودن بهتر از نالیدن است … —————————– به من بگو نگو ، نمی گویم؛ اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم من می فهمم!! « دکتر علی شریعتی »
  9. سوگلییی

    دوستداران دکتر علی شریعتی بیان اینجا

    روشن فکران را به بیرون رانده اند و چوپانانشان خودشان
  10. سوگلییی

    دوستداران دکتر علی شریعتی بیان اینجا

    آنان که « عشق » را در زندگی «خلق » جانشین « نان » می کنند، فریبکارانند، که نام فریبشان را « زهد» گذاشته اند.
  11. سوگلییی

    راهی به سوی آغاز

    از همان لحظه که آهسته به من خندیدیاز نگاهم به خدا، راز مرا فهمیدی راز من عشق به تو، عشق به چشمان تو بود تو که از آینه و نوری و از خورشیدی بی گمان، عاشق این شاعر تنها بودی مثل یک غنچه، تو از شاخه مرا می چیدی با نگاهی که پر از حس غریب غم بود چهره ی خسته و غمگین مرا می دیدی غم من، مضطرب ات...
  12. سوگلییی

    راهی به سوی آغاز

    اگر ز چشم تو ای آشنا نیفتادم بگیر دست مرا تا ز پا نیفتادم کشانده صحبت مستان به کافرستانم مگو به کنج شبستان چرا نیفتادم به من ببخش اگر از رسم عشق بی خبرم که من هنوز در این شیوه جا نیفتادم به یُمن یاد تو هنگام برگ ریز خزان به سان موسم گل از نوا نیفتادم هزار شکر خدا را که در تمامی...
  13. سوگلییی

    مرسی عزیزم منم خوبم

    مرسی عزیزم منم خوبم
  14. سوگلییی

    سلام حنانه جونم صبحت به خیر

    سلام حنانه جونم صبحت به خیر
  15. سوگلییی

    دل نامه یا نامه دل

    ای کاش که در خانه ی تو گریه کنم در حسرت پروانه ی تو گریه کنم هر وقت دلم هوای باریدن داشت برشانه ی مردا نه ی تو گریه کنم
  16. سوگلییی

    دل نامه یا نامه دل

    پرواز نمی کنم زمان را نکُشید این بال من آه آسمان را نکُشید درخویش سکوت می کنم بعدازاین در حنجره آواز بنان را نکُشید
  17. سوگلییی

    ...!

    به نظر من هم بیخیالش شو اگه که از ته دل دوست نداشت سراغ یکی دیگه نمیرفت عشقتو برای کسی خرج کن که ارزششو داشته باشه عزیزم
  18. سوگلییی

    راهی به سوی آغاز

    بی تفاوت شدم به زندگی ام مثل یک «تیر ِ بی هدف» بودن دارم از انتظار می میرم همه ی عمر توی صف بودن غار غار کلاغها بودم زیر یک ژاکت زمستانی طعم تلخ «خدا نگهدار»و بوسه ای سرد روی پیشانی نه به خود فکر می کنم نه به او کـارد تا اسـتخوان مـن رفته ظرف شامی که بی تو لب نزدم ظرف...
  19. سوگلییی

    دلم برای خودم تنگ است

    زندگی عکسی یادگاریست با مرگ که ناچاریم در آن لبخند بزنیم حتی به دروغ..."فریاد شیری"
  20. سوگلییی

    راهی به سوی آغاز

    باید صدا را دست سرد چاه داد و رفت وقتی برای حرف خدا هم غریبه است !!!
بالا