می گفتن فقط دانشجوها حق دارن بیان بالا و فرم ثبت نام پر کنند اما بابام با من اومد.اصلا حوصله پر کردن فرم ها رو نداشتم...من ایستادم و بابام نشست رو صندلی و فرمها رو پر می کرد.تارا هنوز زاهدان نیومده بود...قرار بود دو روز بعد بیاد.همینطور که دور و برمو می پاییدم دیدم که یه پسری داره فرم پر می کنه...