نتایح جستجو

  1. روشنک.الف

    زمزمه های عاشقانه

    آلـــیــــس کـــجـــایـــی؟؟ بـــیـــا ... ایـــنـــجـــا عــجــیـــب تــریــن ســـرزمــیــن دنـــیــاســت ... مهـربانیـت را بـه حســاب احتـیـاجـت می گذارنـد عشـقــت را پـای سـادگـی اتــ و حـرف هــای صادقـانــه ات را بـه پـای دیـوانگی اتــ ...!!!
  2. روشنک.الف

    زمزمه های عاشقانه

    کــاش تــوی ایــن جــاده یه تابلــو نصــب میکــردن واســه دلخــوشــیم…!! “” تــــــــو “” دو کیــــلومــــتر…!
  3. روشنک.الف

    گریه کن ای دل..........

    پنجره را باز کن ... و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر ... خوشبختانه ... باران ارث پدر هیچکس نیست. "حسین پناهی"
  4. روشنک.الف

    گریه کن ای دل..........

    دلم میخواهد گرگ و میش شب باشه نوک کوه تا خرخره مه باشه ... !!! من باشم و اونیکه اون بالاست ـ تنها ـ انقدر جیغ بزنم تا خودش بگه: خفه شو ... درستش میکنم .
  5. روشنک.الف

    برای تو می نویسم

    حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ! خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
  6. روشنک.الف

    رد پای احساس ...

    ســـــاکت که می مانی... میگذارند به حســــاب جواب نداشتنت! عـمراً بفهمند داری جان میکنی تا حرمـــــــــــــــــــــــــــتهـا را نگه داری !
  7. روشنک.الف

    ﮮـآدِتــ هَستــ مآ‌دَرَمــ ؟ اِسمــِ قآشُقـ رآ گُذآشتـــﮯ : قَطآر ... هَوآپـﮯـمآ ... کِشتـــﮯ...

    ﮮـآدِتــ هَستــ مآ‌دَرَمــ ؟ اِسمــِ قآشُقـ رآ گُذآشتـــﮯ : قَطآر ... هَوآپـﮯـمآ ... کِشتـــﮯ ... تآ ﮮـهـ لُقمهـ بـﮯـشتَر بُخورَمــ ... ﮮـآدِتــ هَستــ ؟ شُدﮮ خَلَبآלּ ... مَلَوآלּ ... لوکوموتـﮯـو رآלּ ... میگُفتـــﮯ بُخور تآ بُزُرگــ بشـﮯ ... خآלּـومــ طَلآ بشــــﮯ ... وَ مَـــלּ عآدَتــ...
  8. روشنک.الف

    " شما " ، گرچه واژه محترمی است ! ولی " تــــو " شدن لیاقت میخواهد . . .

    " شما " ، گرچه واژه محترمی است ! ولی " تــــو " شدن لیاقت میخواهد . . .
  9. روشنک.الف

    فراموشت میکنم این که کار سختی نیست تنها کمی طول میکشد..... فقط به اندازه یک عمر همین...

    فراموشت میکنم این که کار سختی نیست تنها کمی طول میکشد..... فقط به اندازه یک عمر همین !!!!!!!!!!! (خودم)
  10. روشنک.الف

    [IMG]

    [IMG]
  11. روشنک.الف

    خدایا..ازتجربه تنهاییت برایم بگو.. این روزهاسراپاگوشم . . . [IMG]

    خدایا..ازتجربه تنهاییت برایم بگو.. این روزهاسراپاگوشم . . . [IMG]
  12. روشنک.الف

    راستش را بخواهی فاجعه ی رفتن "او " چیزی را تکان نداد… من هنوز هم چای میخورم قدم میزنم هستم...

    راستش را بخواهی فاجعه ی رفتن "او " چیزی را تکان نداد… من هنوز هم چای میخورم قدم میزنم هستم! اما تلخ تر… تنهاتر… بی اعتمادتر
  13. روشنک.الف

    مترسک گفت ای گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس...

    مترسک گفت ای گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد
  14. روشنک.الف

    هی رفیق... زیادی خوبی نکن! انسان است، فراموشکار است...! از تنهایش که در بیاید، ... تنهایت را...

    هی رفیق... زیادی خوبی نکن! انسان است، فراموشکار است...! از تنهایش که در بیاید، ... تنهایت را دور میزند! پشت می کند به تو، به گذشته ات...! حتی روزی میرسد که به تو هم میگوید: شما !؟‬
  15. روشنک.الف

    رد پای احساس ...

    حــال و روز زنــدگــی مـن را وقـتــی نبـاشـی یــک کـلمه تــوصیــف می کنــد الـفـــاتحه....
  16. روشنک.الف

    وقتی مال من شدی ... تیک زدن بگو بخند کامنت بازی مسیج بازی .. دوست اجتماعی دوست معمــولی دوست...

    وقتی مال من شدی ... تیک زدن بگو بخند کامنت بازی مسیج بازی .. دوست اجتماعی دوست معمــولی دوست خانوادگی فقط دوستیم کوفت ... زهرمار ... همه این چیزا تعطیل ... !!! فقط و فقط من . . . فقط مال خودم ! خنده هات .. گریــه هات .. شیطنت هات .. . غصه هات .. اخـــــمات ... همه چیزت فقط مال من !! فک کن...
  17. روشنک.الف

    این روزها فریاد های نبودنت را فقط سکوت میکنم و دیگر هیچ...... /خودم/

    این روزها فریاد های نبودنت را فقط سکوت میکنم و دیگر هیچ...... /خودم/
  18. روشنک.الف

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    خدا....از خودت دفاع کن خدا....از خودت دفاع کن مــلــودرام مســخره اي بــود زنــــدگــي ! ايــن را تمــام منتــقدان ابــراز کــرده انــد ! داستــان تکــراري، ســکــانس هــاي اشتــباه، و پــايــان آبــکي ! اي خــــــــــــــــدا ! ازخــــودت دفــاع نمــي کنــي ؟!!!
  19. روشنک.الف

    قرارهاي بي قرار...

    گاهـــــی آدم دلـــــش میخواهد کفش هایش را در بیاورد یواشکــــی ، پاورچین... از خودش دور شـــــــــود... بعد بزند به چاک ، فرار کند از خودش ... !!
  20. روشنک.الف

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺑﺎﭘﺮﻧﺪﻩ…! ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﻱﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻔﺘﻲ ﮐﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ”ﻗﺤﻄﻲﻋﺎﻃﻔﻪ”ﻫﺎﺳﺖ… …!!!
بالا