آه از سالهایی که گذشت و من همیشه در فکر او بودم
این من بودم که او را در اعماق قلب خود جای دادم
در حالیکه قلب او حتی برای یک روز نیز دلتنگ من نشد
چه شب هایی که بدون او به صبح رساندم
و او هرگز خبر از این شب زنده داری های من ندارد
شب هایی که او با خیالی آسوده به خواب فرو می رود
خواب برای چشمان من...