نتایح جستجو

  1. نگين...NeGiN سبز

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    4 4 تو را باید در راستی دید و در گیاه هنگامی که می روید در آب وقتی می نوشاند در سنگ چون ایستادگی است در شمشیر آن زمان که می شکافد و در شیر که می خروشد در شفق که گلگون است در فلق که خنده خون است در خواستن برخاستن تو را باید در شقایق دید در گل بویید تو راباید از خورشید خواست در سحر جست از شب...
  2. نگين...NeGiN سبز

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    3 3 آه ای مرگ تو معیار! مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت و آن را بی قدر کرد که مردنی چنان، غبطه بزرگ زندگانی شد! خونت با خونبهای حقیقت در یک طراز ایستاد و عزمت ضامن دوام جهان شد - که جهان با دروغ می پاشد - و خون تو امضای "راستی" است.
  3. نگين...NeGiN سبز

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    2 2 شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را به دو پاره کرد: هر چه در سوی تو حسینی شد و دیگر سو یزیدی. اینک ماییم و سنگ ها ماییم و آبها درختان، کوهساران، جویباران، بیشه زاران که برخی یزیدی وگرنه حسینی اند خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هرچیز را در کائنات به دوپاره کرد! در رنگ! اینک هر...
  4. نگين...NeGiN سبز

    حسینیه باشگاه مهندسان ایران

    1 1 درختان را دوست می دارم که به احترام تو قیام کرده اند و آب را که مهر مادر توست خون تو شرف را سرخگون کرده است: شفق ، آینه دار نجابتت و فلق محرابی که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای. در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم در حضیض هم می توان عزیز بود از...
  5. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    در كوچه تنهايي تو را مي خوانم از پشت پنجره هاي بسته تو را مي خوانم هنگامي كه قاصدك مي آيد با او نام تو را فرياد مي زنم با شاپركها در آسمان آبي هم صدا مي شوم و با باران نام تو را بر لب جاري مي سازم و فرياد مي زنم : به كوچه هاي قلبم بازگرد ولي افسوس صداي من يكي پس از ديگري در لا به لاي...
  6. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    وقتی پا به این دنیای فانی گذاشتم می گریستم چرا که می دانستم پا به چه دنیایی گذاشتم ولی نمی دانستم چه کنم حالا که پا در مسیر زندگی گذاشته ام باز هم می گریم چونکه می دانم و می بینم که همه سعی در زنده ماندن دارند و هیچکس زندگی نمی کند و در وقت رفتن هم خواهم گریست چرا که می دانم بعد از رفتنم نیز...
  7. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    سکوت، فریاد بلند ناگفته هاست.
  8. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود خاطرات رفته ام را مو به مو از بر كني مي رسد روزي كه تنها ماند از من يادگار نامه هايي را كه با درياي اشكت تر مي كني مي رسد روزي كه تنها در مسير بي كسي بوته هاي وحشي گل را ز غم پر پر كني مي...
  9. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    دوست دوست دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد. دوست آن است که هر لحظه به يادت باشد. دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند .:gol::gol:
  10. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    درد دل با دل درد دل با دل بچه ها حتما بخونيد گشنگه :gol: آرام باش ای دل شکسته خورده ام ، می دانم که غم بزرگی داری و این روزها حوصله ما را نداری ! می دانم که در غم از دست دادن عشق به عزا نشسته ای ! آرام باش که زندگی ارزش اینهمه غم و غصه را ندارد! می دانم که از درد تنهایی نایی نداری و...
  11. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد...
  12. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... هيچ کس وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد
  13. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    رفتیو ازم گرفتی آن نگاه آشناتو واسه من گم می گذاشتی التهاب لحظه هاتو حالا من اینجا نشستم با نوای بی نوایی چه غریبم بی تو اینجا
  14. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خود همواره بستن به رسم دوستی،دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولی در بطن...
  15. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    چه زيباست به خاطره تو زيستن وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو و بدون تو زيستن و براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن اي کاش ميدانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي است. بدون تو و دور از دستهاي مهربان تو و به دور از قلب حساست زندگي چه...
  16. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    کسی به فکر گل ها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باور کند که با غچه دارد می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است
  17. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    شگفت از عزیزانی که هم آواز من بودند به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند در این دنیا که حتی ابرنمی گرید به حال ما تو هم بگذر از این تنهاترین تنها
  18. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    از دریا پرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن... از گل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن... از زمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن... از آسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن... از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی از درونش گفت :یک عمر جدایی...
  19. نگين...NeGiN سبز

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    دیوانه صفت چشم بر او دوخته بودم آنگه که خبردار شدم سوخته بودم خاکستر بالم به روی شمع فرو ریخت این بود وفایی که من آموخته بودم
  20. نگين...NeGiN سبز

    درد دل...

    آری منم که در نگاه اول عشق را در چشمانت تجربه کردم من همانم که بی تو گمشده ای در بیابان ام و بی چشمانت آرام می خوابم آرام و ساکت روزی را می بینم که بی تو در زیر خروار ها خاکم اما چه بهتر شاید از خاک بلند شدم و دیدم دنیا زیبا شده یا شاید هم دیدم دیگر عاشقت نیستم نه ، اگر بخواهم...
بالا