مجال نوشتن نيست فقط بايد رفت
نمي دونم تا كي ولي ميرم
مدت كوتاهي بود ولي شيرين و دوست داشتني
دوستاي خوبي پيدا كردم و بهترين كسم رو توي همين باشگاه باهاش آشنا شدم
بخوام اسماتونو ببرم تا صبح طول ميكشه انقدر هم اشك توي چشام جمع شده كه دكمه هاي كيبوردو به زور مي بينم فقط يه خواهش كوچولو...