نتایح جستجو

  1. *FARZAN*

    [IMG]

    [IMG]
  2. *FARZAN*

    سلام عزیزم چی شده؟ O_o

    سلام عزیزم چی شده؟ O_o
  3. *FARZAN*

    دوست گلم من برم با اجازت صبحت در ادامه بخیر :دی

    دوست گلم من برم با اجازت صبحت در ادامه بخیر :دی
  4. *FARZAN*

    آرشیو پست ها و تاپیک های حذف شده!

    خزينه: حمام كهن ايراني جنبش خزینه "خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند. البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود. بخصوص انواع بیماری های...
  5. *FARZAN*

    آرشیو پست ها و تاپیک های حذف شده!

    قطع درخت کهنسال در پارک ملی سکویا کالیفرنیا 1910
  6. *FARZAN*

    آرشیو پست ها و تاپیک های حذف شده!

    مراسم عروسی نلسون ماندلا 1944 و یک سال بعد
  7. *FARZAN*

    سلام ممنون شما خوبی؟ خوب میتونم کمکت کنم تو خصوصی بهم بگو

    سلام ممنون شما خوبی؟ خوب میتونم کمکت کنم تو خصوصی بهم بگو
  8. *FARZAN*

    نوشته های ماندگار

    زمین مرده...! ماها چیزی نیستیم غیر از یک مشت کرم که روش وول می خوریم، یک مشت کرم روی لاشه گنده و گندیده اش، که مدام داریم دل و روده و زهرش را زهر مار میکنیم... هیچ کاری نمیشود با ما کرد. از بدو تولد گندیده ایم... فقط همین! سفر به انتهای شب لویی فردینان سلین فرهاد غبرایی
  9. *FARZAN*

    [داستان کوتاه]- نان- اثر ولفگانگ بورشرت

    معرفی نویسنده معرفی نویسنده ولفگانگ برشرت به سال 1921 در هامبورگ آلمان به جهان آمد.او پس از پایان دوران تحصیل ابتدا به کتابفروشی پرداخت و سپس به کار هنرپیشگی روی آورد.اما پس از مدتی همچون هزاران آلمانی دیگر به خدمت سربازی فراخوانده شد.او در نامه های خود در این دوران از حقیقت سخن می گوید؛حقیقت...
  10. *FARZAN*

    [داستان کوتاه]- نان- اثر ولفگانگ بورشرت

    یادداشتی از هاینریش بل درباره ی برشرت: (2) یادداشتی از هاینریش بل درباره ی برشرت: (2) در مورد داستان «نان»، تفاوت بین یک قطعه‌ی ادبی و یک گزارش روزنامه‌ای که اغلب نیز با سوء تفاهم همراه می‌شود، آشکار می‌گردد؛ علت تنظیم گزارش، همواره بیان یک چیز واقعی و ملموس مثل گرسنگی، سیل، یا اعتصاب است،...
  11. *FARZAN*

    [داستان کوتاه]- نان- اثر ولفگانگ بورشرت

    یادداشتی از هاینریش بل درباره ی برشرت:(1) یادداشتی از هاینریش بل درباره ی برشرت:(1) «ادبیات جدیدِ آلمان با داستان "نان" بورشرت آغاز می شود.» این گزیده، که به ارزش یک بلیت سینماست، برای کسانی در نظر گرفته شده که شاید سن کنونی‌شان چون سن ولفگانک بورشرت در زمانی باشد که برای اولین بار به زندان...
  12. *FARZAN*

    [داستان کوتاه]- نان- اثر ولفگانگ بورشرت

    در داستان " نان " اثر ولفگانگ بورشرت با ژانر واقع گرای اجتماعی-سیاسی و با نظرگاه دانای کل با زن و شوهر گرسنه ای روبه رو هستیم که سهمیه روزانه شان تنها سه تکه نان است. بورشرت در این اثر با به کار گرفتن تقابل گرسنگی – سیری در خانواده ای کوچک از جزء به کل می رسد و به جامعه دوران جنگ اشاره می کند...
  13. *FARZAN*

    [داستان کوتاه]- نان- اثر ولفگانگ بورشرت

    زن ناگهان از خواب پرید.ساعت دو و نیم بود.فکر کرد برای چه بیدار شده.آهان! توی آشپزخانه یکی به صندلی خورده بود.گوشش را تیز کرد.صدایی نمی آمد.هیچ صدایی نمی آمد و وقتی کنارش،روی تخت،دست کشید،فهمید کسی نیست.علت اینکه تا این حد ساکت بود،آن بود که جای نفسهای شوهرش خالی بود.بلند شد و کورمال کورمال از...
  14. *FARZAN*

    چهره‌پردازى باورنكردنى

    يكى از چهره‌پردازی‌هاى شگفت‌انگیز سينما را «كيت بلانشت» در فيلم «من آن‌جا نيستم» دارد، جايى‌كه «كيت بلانشت» نقش «باب ديلان» را در یک دوره‌ى زندگى او (١٩٦٦-١٩٦۵) بازى مى‌کند.
  15. *FARZAN*

    [گفتگو] بهترین کتابی که تا به حال خوانده اید ؟

    ب نظر من شما باید کتابایی با حس نوستالژِیک بخونید :دی من خودم ی مدت اینجوری شده بودم ولی شروع کردم ب خوندن کتابایی ک قبلا باعث میشدن ازشون حس خوب بگیرم و واسم تداعی کننده روزای خوبی بودن ک با این کتابا اونا رو گذروندم : ) ... بنظرم کتاب جدید تو این موقعیت شاید ی کم ذهن ادم رو زیادی درگیر کنه اما...
  16. *FARZAN*

    خاطره روز اول دانشگاه

    ما هم داشتیم استاده عاشق دختره شد و ازدواج و .. الانم خارج از کشور ادامه تحصیل البته استادمون مریض بود سرطان داشت هم برای تحصیل رفتن هم درمان : )
  17. *FARZAN*

    خاطره روز اول دانشگاه

    خو برگشته میگه خانوووووووووووووم مانتوت دوووووو سانت کوتاااااس دقیقا دوساااااانت :| اوووو والا ب ما انقدره گیر میدادن ...کلا حساس ترن رو بچه های معماری و هنر ی بنده خدایی رو داشتیم دختره حتی ب صورتش دست نمیزد این دختر اصلاح نمیکرد بخاطر ی مانتو سفید حراست احضارش کرد :| :|
  18. *FARZAN*

    خاطره روز اول دانشگاه

    روز اول دانشگاه اورانگاتون داخل دانشگاه پر نمیزد اما حراست ب من گیر داد :/
  19. *FARZAN*

    بعلت پاره ای از مشکلات: )

    بعلت پاره ای از مشکلات: )
بالا